معرفی کتاب آنی شرلی

اثر ال. ام. مونتگمری از انتشارات قدیانی - مترجم: سارا قدیانی-برترین رمان های ادبیات نوجوان

وقتی Marilla و Matthew Cuthbert از Gables Green، جزیره پرنس ادوارد، یک پسر یتیم را برای کمک به آنها در مزرعه می فرستند، به هیچ وجه برای خطایی که زندگی آنها را تغییر می دهد آماده نیست. این اشتباه شکل آن پیرلی، یک دختر 11 ساله ای که سرخ شده است، می تواند کسی را که زیر میز است صحبت کند. خوشبختانه طبیعت آفتابی و تخیل خود را به سرعت از والدین فرزندان ناخوشایند خود برده است. به زودی آن روح زودگذر به زودی بسیاری از دوستان را جذب می کند - و خیلی مشکل - راه او. یک روز بدون یک قسمت جدید از ملودرامانه در تراژدی زندگی او میگذرد.


خرید کتاب آنی شرلی
جستجوی کتاب آنی شرلی در گودریدز

معرفی کتاب آنی شرلی از نگاه کاربران
هرگز من هرگز به یک شخصیت داستانی نسبت به آن مربوط نیستم. این فقط کتاب شگفت انگیز، قلب خیره کننده است و من صادقانه فکر نمی کنم من تا به حال آن را قبل از این هفته خوانده ام! من فیلم ها را عملا به یاد می آورم و آنها کتاب ها را به طور کامل دنبال می کنند، بنابراین در این داستان هیچ چیز وحشتناکی جدید نیست. تنها تفاوت آشکار این بود که گیلبرت در کتاب به اندازه کافی نیست. اما دیدن آن را برای صفحات بیشتر و بیشتر برای آن انجام داد. من فقط باید برخی از نقل قول های مورد علاقه خود را در اینجا بخرم: @ هنگامی که مردم به معنای خوبی برای شما هستند، شما بسیار نگران زمانی که آنها کاملا \"همیشه نیست.هیچ کس نمی تواند خیلی غم انگیز در چنین دنیای جالب دچار غم و اندوه آیا می توانم یکی را انتخاب کنم؟آیا این یک صبحانه عالی است؟ جهان به نظر می رسد چیزی است که خدا تصور می کند برای لذت بردن خود، آیا آن را؟ ... من خیلی خوشحالم که من در جهان زندگی می کنم که در آن یخ های سفید وجود دارد، آیا شما آرنت هستید؟آیا این خوب نیست که فکر کنید فردا یک روز جدید با هیچ اشتباهی در آن نیست؟ @ @ آن بهتر است که فکر می کنم عزیزان، افکار زیبا و آنها را در قلب مانند گنجینه نگه دارید. من دوست ندارم که آنها را خندیدن و یا تعجب. @ @ اوه، لذت بخش خود را به جاه طلبی. من خیلی خوشحالم که خیلی زیاد دارم و هرگز به نظر نمیرسد که به آنها پایان یابد. به محض اینکه شما به یک جاه طلبی رسیدید، می بینید که یکی دیگر از درخشان تر از همیشه است. این زندگی را جالب می کند.من افرادی را دوست دارم که مرا دوست دارند. روبی گیلس می گوید هنگامی که او رشد می کند shes می خواهد تا به حال بسیاری از beaus در رشته و آنها را همه دیوانه در مورد او؛ اما من فکر می کنم که خیلی هیجان انگیز خواهد بود. در عوض فقط در ذهن حق خود را داشته باشید. @ @ دنیای قدیم ... شما بسیار دوست داشتنی هستید، و من خوشحالم که در شما زنده هستم. @\nبنابراین اگر فیلم ها را مشاهده کردید، هیچکدام از کتابها را از دست ندهید. اما این داستان هرگز قدیمی نخواهد شد و در حال حاضر می تواند بر روی لیست علاقه مندی های من قرار گیرد! از آنجا که من به طور جدی آن را دارم

مشاهده لینک اصلی
این داستان زیبا، لمس کردن، قلب گرم شدن، تند تند است. به عبارت دیگر، یک کلاسیک! مخاطبان هدف مطمئنا من نیستند. من می گویم این امر برای یک دختر نوجوان در کانادا در اوایل دهه 1900 مناسب خواهد بود. این منطقی است، زیرا این دقیقا همان چیزی است که آن است! با این حال، نقطه ای از این جزئیات آشکار این است که گاهی اوقات سرگرم کننده است که یک کلاسی را بخوانید و سعی کنید ذهن خود را در ذهن خود قرار دهید که برای آن زمان نوشته شده است. یک زن و شوهر از داستان ها به نظر احمقانه یا غیر منطقی تبدیل شده اند، اما اگر من متوقف شده و ذهنیت خود را تغییر دادم، آن را کلیک می کنم. کمی از یک درس تاریخی همراه با یک داستان به خوبی نوشته شده است. اگر قبلا این را مطالعه نکردید، آن را یک ضربه بزنید و شاید شما در اوایل دهه 1900 نوجوانی کانادایی پیدا کنید!

مشاهده لینک اصلی
برای تماشای بررسی ویدیویی این کتاب در کانال من از ابتدا تا Bookend اینجا را کلیک کنید. یک ساله آن شیرلی یک دختر یتیم است که نیاز به یک خانواده دارد. او ممکن است با موهای قرمز موی کند و موی کند، اما با تخیل هم دوست و باهوش است. هنگامی که او به اشتباه به متیو و ماریا کوتبرت فرستاده می شود، خواهر و برادر سالخورده ای که قصد دارند یک پسر جوان را برای کمک به اطراف مزرعه خود بیاورند، آن را با چشم انداز امنیت یک خانه و خانواده دوست داشتنی مواجه می کند - اگر او بتواند اثبات کند s ارزش حفظ اولین بار در سال 1908 منتشر شده است، آن از سبز Gables، خوانندگان را به زودی، جوان و قدیمی به طور یکسان تحریک می کند. چگونه می توان آن را با چنین قهرمان عجیب و غریب در قلب آن بود؟ آن یک همراه لذت بخش است که برای کشف شکوفایی Green Gables و شهر عجیب و غریب Avonlea (یک شهر تخیلی که پس از شهر مونتگومری Cavendish در ناحیه دریایی جزیره پرنس ادوارد کانادا) ساخته شده است. مونتگومری چنین توصیف های خیره کننده ای از زمین را به نمایش می گذارد که خطاطی او از بیرون کردن آن جلوگیری می کند. مونتگومری با زبان توصیفی که حواس و تخیل را در اختیار شما می گذارد، تنظیمات روستایی Avonlea را برای زندگی به ارمغان می آورد. باد های کولی، هوای عطر، سرخس های خیس خیس، شکوفه های جنگلی و درختانی که با گلدان های پر زرق و برق تزئین شده اند، تنها آغاز کشفی های شگفت انگیز ساخته شده توسط آن در طول سفر های او به اکتشاف است. \"این جاده زیبا بود، در حال اجرا بین مرزهای متراکم، و در حال حاضر و دوباره کمی چوب اره برنج برای رانندگی از طریق و یا یک توخالی که در آن بلوط وحشی صدای زنگ خود را آویزان. هوا با نفس از بسیاری از باغ های سیب شیرین بود و مراتع به دور از غبار افراطی مروارید و بنفش خم شد. درختان گیلاس و درختان گیلاس رشد می کنند و پرندگان همیشه آواز می خوانند، اما احساس می شود که آن شیرلی می تواند شادی و ماجراجویی را بدون توجه به جایی که می رود پیدا کند، چه زیباست یا نه. اگر چه داستان آن توسط یک راوی شناخته شده به حساب می آید، خوانندگان تعجب جهان را مانند چشم انداز آن تجربه می کنند. در هر نوبت، شخصیت او سرریز می شود و روح غمانگیزی او مرز ندارد. این یک کودک با شکوه است که برای کلمات بزرگ احترام قائل است. â € œIf شما ایده های بزرگ، â € آن اصرار دارد، â € œ شما باید از کلمات بزرگ برای بیان آنها استفاده کنید. â € او صحبت می کند به طرز تصفیه شده است که سن خود را دروغ گفتن و همیشه می تواند به حساب آوردن برای تحمیل حکمت. شما تقریبا همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر ذهنیت شما را به طور قاطعانه به شما تحمیل می کند. آن یک کودک لاغر است که با گفت و گوهای طولانی مدت روبرو است. این ویژگی در هنگام خواندن کتاب به عنوان یک دختر جوان کمتر قابل توجه بود و در طول این دوباره به عنوان یک بزرگسال، کمی آزار دهنده بود. این ویژگی کیفیت آن شخصیت است، اما چیزی نمیتواند کمک کند اما در نهایت به او عشق میورزد. این یک پیش بینی راحت برای شخصیت حباب کننده آن است. خوانندگان همیشه می توانند مطمئن باشند که افکار شگفت انگیز و اعلامیه های پیچیده او را از دست می دهند و از دهان او پراکنده می شوند. متی کوتبرت، بسیار شگفت زده به نظر خود، آن را گول زدن بسیار دلپذیر است. همانطور که مردم آرام تر آن را دوست داشتند، زمانی که آنها مایل بودند که خودشان صحبت کنند و انتظار نداشتند تا پایان کار خود را ادامه دهند. او هرگز انتظار نداشت از اجتماع یک دختر کوچک لذت ببرد. متیو کوتبرت به عنوان شخصیتی به نام «شخصیت باشکوه» توصیف شده است. او خجالتی و آرام است که توسط اکثر زنان ناراحت شده و تنها به خواهرش و همسایگان خوش تیپش خانم راشل لیندن، یک ربع مایل فاصله دارد. زنان در تمام وجدان به اندازه کافی بد بودند، اما دختران کوچکتر بدتر شدند. او از این که آنها را با زرق و برق دار از دست داده بود، از چهره های جانبی گول زد، گول زدند، مثل اینکه انتظار داشتند که آنها را در یک کت و شلوار بچرخانند. او بسیار ناراحت شده بود تا یک دختر را به جای پسر مورد انتظار از ایستگاه قطار بازیابی کند، اما او خیلی مهربان (و بیش از حد هم بدبخت) بود که او را پشت سر بگذارد. او تصمیم می گیرد که او را به Green Gables بفرستد تا خواهر او بتواند با چشم های درخشان که اشتباه کرده بود، به این کودک نگاه کند. Marilla Cuthbert هیچ چیز از گرما در برادرش پیدا نمی کند. Sheâ € ™ ثانیه یک زن عملی، بلند و نازک â € œ با زوایای و بدون منحنی، â € که متلاشیکننده خود را در هدر رفتن و بیش از حد. در این جا ماریلا کوتبر، زمانی که او نشسته بود، همیشه نشستن کمی آزاردهنده از نور خورشید داشت، که به نظر می رسید او بیش از حد رقص و غیر مسئولانه چیزی برای یک جهان است که به معنای جدی گرفته شد. مارلا اصرار دارد که آن را به یتیم خانه بازگرداند. وقتی آنی می پرسد آیا Marilla او را نگه می دارد اگر او یک بچه جذاب تر باشد، Marilla به سادگی پاسخ می دهد، \"نه\". ما می خواهیم یک پسر برای کمک به متی در مزرعه. یک دختر برای ما مفید نیست. »با وجود ظاهر سفت و سخت او، ماریلا موافقت می کند که آن را برای شب در نظر بگیرد و تصمیم می گیرد که آن به جای خواب روی نیمکت آماده شده در اتاق آشپزخانه برای پسر پیش بینی شده، باید در آن بخوابد اتاق دروازه شرقی در حالی که آن خوابیده است، متیو و ماریلا بحث می کنند که چه چیزی باید در مورد \"چهره کوچک\"

مشاهده لینک اصلی
در نهایت: بررسی کامل نوشته شده در دسامبر 17th، 2013 و ویرایش 19th :) *** 5 زیبا @ Spidits کریستال @ ستاره *** *** آه ... آن از Gables سبز و اقدامات دیوانه خود را برای همیشه در قلب من باقی می ماند \u0026 lt؛ 3 آیا روح روح دیوانه، زیبا و روحانی مانند آن وجود دارد؟ نه، من فکر نمی کنم (دو استثنا وجود دارد: میراندا چیور و پنه لوپه: D). این کتاب گرانبها اولین بار از کتابهای بسیاری در سری آن گلهای سبز است. من فکر می کنم بسیاری از شما می دانید چه چیزی از آن سبیل های سبز در مورد فیلم ها و یا فیلم های او دیده شده است ... اگر شما پس از آن را بخوانید! آن: آن یک دختر یتیم است که توسط Marilla و Matthew Curthbert تصویب شده بود ... می گویند او به معنای پسر بود. او یک دختر کوچولو به دنبال دختر کمی با موهای قرمز شدید، freckles، چشم خاکستری و پوست رنگ پریده است. او یک روحیه پر جنب و جوش و بسیار تخیلی است. همه مظنون هستند که او ناامیدی خواهد بود اما او نیست. از ماجراهای، تخیل، ملاقات با دوستان جدید، تصادفات، عاشق شدن، داشتن هوشمندانه و تبدیل شدن به زیبایی، زندگی آن ها چیزی نیست که تا به حال فکر کرده اید. â € œI تجربه من بود که شما تقریبا همیشه می توانید لذت بردن از چیزهایی که اگر شما ذهن خود را بصورتی پایدار و محکم است که شما خواهد شد. \"او دارای رقیب ... Gilbert شگفت انگیز است. بله، من عاشق او شدم؛) گیلبرت: از آنجایی که او موهایش را کشید و هویج را گیلبرت نامید و آن را هرگز همسان نبود. مسابقات، نگاه ها، رقابت، جهل و نفرت باعث شده که دو نفر با هم حرف نزنند. اما با گذشت زمان و با کمک بهترین دوست دایانا، آن اجازه داده است که نفرت اسلاید را از دست بدهد و اجازه می دهد که کمی شباهت از طریق قلب او به سمت گیلبرت بیفتد. و شاید .. شاید عشق اتفاق بیفتد اما علاوه بر آن، آن را مطالعات خود را به نگرانی در مورد. او دوست عزیز دیانا را دوست دارد و او مریلا و شیرین ماتوی سرماخوردگی او را دارد: ______________________________________________________________________________________________________ اما وقتی رشد می کند، زندگی آنس را به نوبت یک زن بالغ تبدیل می کند و او تجربه می کند که زندگی واقعا سخت و غیر عادلانه و غم انگیز است . اما همچنین فوق العاده است. اما چیزی وجود دارد ... جایی که او همیشه به یاد می آورد و هرگز فراموش نخواهد کرد. \"من خیلی خوشحالم که من در جهان زندگی می کنم که Octobers وجود دارد.\" این چیزی نیست که جهان برای شما نگه می دارد. آن چیزی که به آن می آورید. »\n______________________________________ Anne of Green Gables یک کتاب زیبا است. این یکی از کلاسیک های مورد علاقه من است و برای همیشه در قلب من باقی خواهد ماند. این پر از زندگی، عشق، بی گناهی، زیبایی، پیدا کردن خود، بخشش، رشد، و فوق العاده خنده دار است! او یکی از قهرمان های مورد علاقه من است و او چنین مثال بزرگی است. من فکر می کنم همه شما می دانید دلیل اینکه من این 5 ستاره را دادم و واقعا نمی خواهم خودم را خیلی توضیح دهم: D. اما اگر هرگز این را مطالعه نکنید، باید. آن از Gables Green یک سفر زیبا از یک دختر جوان و تخیل او است. â € œBecause زمانی که شما تصور، شما نیز ممکن است تصور کنید چیزی ارزش در حالی که .â € * تمام تصاویر در اینجا من ایجاد کرده اند و اضافه کردن اثرات، رنگ، و کلمات (به جز GIFs و کولاژ وجود دارد).

مشاهده لینک اصلی
من تصمیم گرفتم که به جای مرور این کتاب، قسمت های مورد علاقه ام را کپی کنم ... که تصور می کنم آنچه را که دوست دارم در مورد کتاب ..... Page 180 آن را کاملا توصیف می کند، @ سقوط یک امید عزیزم یا طرح ان ان بهdeeps از مصیبت @ تحقق آن را او را به سرزمین سرگیجه از لذت برآورده @ من عاشق راه آن فکر می کند ... من عاشق راه او از چیز به چیزی در فریب اندیشه از صفحه پاپ ..... صفحه 44 فصل شروع می شود ... @ شما می دانید، @ آن را با اطمینان گفت،Ive ذهن من ساخته شده برای لذت بردن از این درایو. این تجربه من است که تقریبا همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر ذهنیت خود را تشکیل دهید که می خواهید. البته، شما باید آن را به طور قاطع من نمی خواهم در مورد بازگشت به پناهندگی فکر می کنم در حالی که در حال رانندگی ما بود. من فقط می خواهم در مورد درایو فکر کنم. اوه، نگاهی انداخت، کمی زود و وحشی شد! Isnt دوست داشتنی است؟ آیا شما فکر می کنید که اگر رزها بتوانند حرف بزنند خوشایند است؟ من مطمئن هستم آنها به ما چنین چیزهای دوست داشتنی به ما بگویید. و رنگ صورتی رنگ ترین در جهان است؟ من آن را دوست دارم اما نمی توانم آن را بپوشم مردم سرخ پوستی نمی توانند صورتی پوشانده شوند، حتی در تخیل. آیا شما تا به حال از کسی که موهای خود را قرمز بود زمانی که او جوان بود، اما رنگ آمیزی هنگامی که او بزرگ شد؟ @ صفحه 123 ... @ من خیلی خوشحالم که من در جهان زندگی می کنند که Octobers وجود دارد. اگر ما فقط از سپتامبر تا نوامبر پرش کردیم، اگر این کار را نکنیم، وحشتناک است؟ به این شاخه های افراشته نگاه کنید. آیا آنها هیجان چندانی را به شما می دهند؟ ... من فقط عاشق نوشتن به طور کلی ... انتخاب کلمات پر زرق و برق 116 است .... اما دهقان های صنوبر اغوا کننده و آجیل های زرد رنگ است. Page 147 @ این هشدار به نظر نیازی نبود، بنابراین بیان و نگرش آن ها، ارتقاء یافته و هوایی بود که او به پاهای خود رسیده بود، صورتش تابشی از شعله روح او بود. @ صفحه 285 @ اما آن با آرنج خود را روی آستانه پنجره، او گونه نرم در برابر دستان دست و پا زده اش چسبیده بود و چشمانش پر از چشم اندازها بود، بی نظیر در سراسر سقف شهر نگاهی انداخت و به آن گنبد باشکوهی از آسمان غروب خیره شد و آرزوهای خود را از آیندهی طلایی از خوشبینی جوانان به دست آورد. همه فراتر از آن بود که فرصت های خود را در سال های آینده به زرق و برق کشید، هر ساله یک گل رز وعده برای پوشیدن یک کلیسا جاودانه. @ صفحه 261 @ آنو در پنجره باز نشسته نشسته بود، برای آن که زمان فراموش کردن نگرانی های امتحانات و مراقبت از جهان، به عنوان او را در زیبایی تابستان تابستان، با عطر گل با نفس نفس از باغ در زیر و sibilant و شگفت انگیز از گیاهان صنوبر نوشید. آسمان شرقی بالای سرخ ها از انعکاس غرب غروب آفتابی بود و آن را به طرز وحشیانه ای می فهمید که اگر روح رنگ به نظر می رسید، زمانی که دایانا را دید دید که از میان قله ها، بیش از پل ورودی و بالا رفتن شیب، با یک روزنامه فلاکت در دست او @ توضیحات طبیعت نمی تواند ضرب و شتم ... صفحه 147 @ آنو آمد رقص خانه در زمستان گرگ و میش بنفش در سراسر مکان های برفی. ابری در جنوب غربی، درخشش بزرگ و مرواریدی ستاره شبانه ای در آسمان بود که طلای رنگی طلایی و اتیلن بر روی فضاهای سفید و تاریکی از صنوبر بود. شبکه های زنگ های سورتمه ای در میان تپه های برفی از جمله یونانی های یخ زده مثل صدای بلند بود، اما موسیقی آنها نه از صدای ترانه در قلب انس ​​و بر روی لب های او بود. @ صفحه 271 @ اوه، خلوص و سکوت شب همه چیز فوق العاده و هنوز و همه چیز فوق العاده بود، با سر و صدا از دریا که از طریق آن صدا می شد و صخره های تاریک فراتر از غول های سنگین محافظت از سواحل مسحور کننده. @ Page 123October یک ماه زیبا در Green Gables بود وقتی که توس در توخالی تبدیل شد به عنوان طلایی به عنوان نور خورشید و افرا پشت باغچه سبز سلطنتی بود و درختان گیلاس وحشی در امتداد خط به زیبایی سایه های رنگ قرمز تیره و برنزی سبز اختصاص داده شد، در حالی که این زمینه ها خود را در معرض قرار می داد. @ و البته شما چطور بودید عاشق آنس عقل در مورد رشد ... Page 233 @ بدترین رشد می کند، و من شروع به تحقق آن. چیزهایی که شما خیلی خواسته بودید وقتی کودکتان بود، وقتی شما آنها را به دست آوردید، نیمی از این شگفت انگیز نیست. @ صفحه 251 @ اما جرأت می کنم بگویم دیگر چیزهای دیگری برای نگرانی من وجود دارد. آنها همه چیز را برای همیشه آماده می کنند، چیزهایی که شما را می فهمند، می دانید. شما در مورد سوال و حل و فصل دیگر درست بعد از. وقتی که شما شروع به رشد می کنید، چیزهای زیادی برای فکر کردن و تصمیم گیری وجود دارد. من همیشه مشغول آن هستم که آنها را درک کنم و تصمیم می گیرم که درست باشد. این یک چیز جدی برای رشد است، نه آن Marilla؟ @

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب آنی شرلی


#ادبیات کانادا - #ادبیات اقتباسی - #ادبیات داستانی - #ادبیات نوجوان - #داستان درام - #ادبیات کلاسیک - #دهه 1900 میلادی - #لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان -
#انتشارات قدیانی - #ال. ام. مونتگمری - #سارا قدیانی
کتاب های مرتبط با - کتاب آنی شرلی


 کتاب خانه خیابان مانگو
 کتاب هری پاتر
 کتاب ماجرای عجیب سگی در شب
 کتاب آوای وحش
 کتاب آسوده از جنگ
 کتاب غرش ماده شیر