معرفی کتاب اراگون

اثر کریستوفر پائولینی از انتشارات بهنام - مترجم: محمد نوراللهی-برترین رمان های ادبیات نوجوان

یک پسر. یک اژدها دنیای ماجراجویی.
هنگامی که اراگون سنگ آبی آبی را در جنگل پیدا می کند، او فکر می کند این کشف خوش شانسی یک پسر مزرعه فقیر است؛ شاید گوشت خانواده اش را برای زمستان بخرند. اما زمانی که سنگ یک هویچ اژدها را به ارمغان می آورد، اراگون متوجه می شود که او به یک میراث تقریبا به اندازه خود امپراطوری استوار شده است.

شب عمیق زندگی اش به هم ریخته است و او به یک دنیای جدید خطرناک سرنوشت، جادو و قدرت.

تنها با یک شمشیر باستانی و توصیه یک داستان نویسی قدیمی برای هدایت، اراگون و اژدها تازه وارد باید به زمین های خطرناک و دشمنان تاریک یک امپراطوری که توسط یک پادشاه حکومت می شود حرکت کند و بدرستی آن را نمی شناسد.

Can اراگون از گواهینامه رانندگان افسانه ای اژدها می گیرد؟ سرنوشت امپراتوری ممکن است در دستانش باشد.


خرید کتاب اراگون
جستجوی کتاب اراگون در گودریدز

معرفی کتاب اراگون از نگاه کاربران
چند سال است که از اراگون خواندهایم، و روزی می خواهم آن را دوباره برگردانم و آن را دوباره بخوانم تا بتوانم به سالمندان بروم. متأسفانه، من بسیار کمی از این کتاب را به یاد می آورم. وقتی فکر میکردم که مقدمه ای که Paolini توضیح می دهد چه اتفاقی در اراگون رخ داده است، من فکر کردم، @ Really؟ من هیچوقت به یاد ندارم @ این فراموش نشدنی بود. بنابراین من نمی توانم اطلاعات زیادی در مورد طرح، شخصیت ها یا هر چیز بسیار دقیق ارائه دهم. آنچه را که به یاد می آورم واکنش های من در هنگام خواندن کتاب است. اولین افکار من عبارت بودند ازWow. من می توانم بهتر از این بنویسم ممکن است امید داشته باشم که روزی منتشر شود. @ بعدا افکار بیشتر شبیه به آن بود: @ این کار متناقض بود و به سختی انجام شد. @ و وقتی کتاب را تمام کردم و نهایتا آن را گذاشتم، فکر نهایی من،Well بود بسیار خوب. @ Eragon فقط یک کتاب به خوبی نوشته نشده است. نکات خوب اراگون: بچه ها می توانند بخوانند. امیدوارم که آنها به تواریخ نرنیا، پروردگار حلقه ها یا دیگر کلاسیک ها در سبک فانتزی حرکت کنند. با این حال، من آن را توصیه نمی کنم. رمانهای فانتزی جوان بالغ بهتر وجود دارد.

مشاهده لینک اصلی
امروز من 10 نوامبر است و از سال آگوست Ive تعداد زیادی از 26 صفحه را خوانده ام. فقط آن را دوست ندارم. نوشتن به اندازه استانداردی که انتظار میرود کاملا نیست، اما من می دانم Paolini یک نوجوان بود وقتی که آن را نوشت. من بر خلاف سن خود امتناع نکردم چون من برخی از نویسندگان نوجوان را می دانم که با نوشتن آنها فرشته ای هستند اما این نوع لهستانی با تجربه تجربه می کند. بعضی از کتاب ها فانتزی های حماسی هستند که در آن اتفاقات جالب توجه رخ می دهد. همچنین هر فصل به پایان می رسد همانطور که اراگون به خواب می رود یا از دست رفته است. همچنین، من با نام Eragon مشکل دارم. برای توضیح اینکه چرا، اجازه بدهید به شما درباره ی کتابی که درباره ی آخرین سوار تک شاخ می نویسم می گویم. نام او Vnicorn است. و کتابی که میخواهم درباره آخرین سوارگر گریفون بنویسم، هریفون است. و کتاب Ill در مورد آخرین کوچه های کیمر بنام Dhimera خوانده می شود. از نقطه نظر من نام و تکنیک را کنار بگذارید، من نیز در مورد داستان، طرح همه چیز علاقه مند نیستم. قبل از اینکه دقیقا بدانم چطوری پایانش چه اتفاقی خواهد افتاد. و در حالیکه کتاب هایی را برای لذت بردن مجدد می خوانم، این نوع کتابی نیست که می خواهم دوباره خواند. من فقط سرمایه گذاری نکردم من نمی خواهم دو بار در مورد Gary Stu Eragon، Wise Man Brom، و Animal Sidekick Saphira قرار بگیرد. من سعی کردم این کتاب را به پایان برسانم، اما کتابهای دیگر را برای من انتظار داشتم، و من احساس نکردم وقت خود را صرف این کار کنم، زمانی که نویسندگان مشتاق که شایستگی شان دارند منتظر ماندند تا کارشان را نقد کنند. متأسفم، شاید این مفهوم از کل آخرین چیزی که به من می رسد اگر ناراحتی از آن لذت برده شود، غم و اندوه ذاتی باید بیش از گذشته از whatevers کار کند. اجازه بدهید کتابی بخرم که در آن برای اولین بار از چیزی است. بیایید ببینیم چگونه آنها بدون هیچ مشکلی کنار می آیند و هیچ کس آنها را هدایت نمی کند، همه اینها را برای خودشان کشف می کنند. این یک کتاب جالب است (برای این رکورد، من می توانم از دو تا از سر من فکر کنم: Kiersten Whites Paranormalcy و Jeaniene Frosts نیمه راه به قبر. عزیزم من آنیا به من یاد داد چگونه به آموزش اژدها شما. این را به یک بازی دیگر. پیشنهادات دیگر از کتاب های مربوط به اولین چیزی شگفت انگیز و خنک به جای آخرین؟

مشاهده لینک اصلی
کسی نیاز دارد که این توله را بگیرد و چند بار او را لرزاند و به او بگوید که او غیرقابل تحمل است. داستان او خوشمزه و هنری نیست. تحریک کننده آن این باعث می شود شما در توالت نشسته در حالی که خواندن فریاد خطوط بد از کتاب و پس از آن شما فقط می خواهید سر و صدا خود را در برابر دیوار که شما می دانید این توله می کند میلیون ها در حالی که شما هنوز هم تلاش برای تکمیل همان داستان از سال 1999 و فراتر از آن این باعث می شود که من احساس ترس و وحشت کنم. بدتر این است که این کتاب مانند Dragonriders، Lord of the Rings و البته جنگ ستارگان است. وقتی 15 ساله بودم تمام روشی را نوشتم، بسیاری از این موارد از سوی دیگر کتاب الهام شدند. داستان گردنبند من کار بر اساس توسط نیل Gaiman الهام گرفته شد. اما آنچه که من انجام خواهم داد، کار سختی برای AGES است تا اطمینان حاصل شود که دیگر به نظر نمیرسد. تا زمانی که این کتاب اصلی باشد یا به عنوان اصلی که می توانم آن را انجام دهم، سخت کار خواهم کرد. حداقل J K Rowling موفق به گرفتن مواد تشکیل دهنده جادوگران، جادوگران، اژدها و غیره و اضافه کردن ادویه خاص خود را به خورش. Paolini این کار را انجام نمی دهد. او با افتخار با استفاده از کلیشه ای که می تواند از آن استفاده کند و از پروس مسخره اش سرپیچی کند. آیا او پسر من بود و نه اینکه کتابش را منتشر کند، من را مجبور کرد تا آن را بازنویسی کند تا او درست بشود و من به او گفتم که از این روش ها و روش های مشابه استفاده نکنید!

مشاهده لینک اصلی
من بسیار خوشحالم که اراگون را در نهایت می خوانم! این یک کتاب بود که برای مدت طولانی کنجکاو بود برای خواندن آن. از آنجا که این مقایسه ها با پروردگار حلقه های Tolkienâ (که من بسیار دوست دارم) تعجب می کنم که آیا اراگون یکی دیگر از حماسه های فانتزی بزرگ و یا وحشتناک پاره پاره است. من کاملا مطمئن نیستم که آن را هم هست. اما من کتاب را از آن لذت بردم و به دیگران توصیه می کنم! بین دادن سه یا چهار ستاره از بین می رود. من می خواهم به آن سه و نیم، اما به عنوان من نمی توانم با آن سه در حال حاضر بروید. من احساس می کنم این یک داستان خوب، جامع، به خوبی فکر شده است. احساس کردم که من به Paolini اعتماد کردم تا از طریق انتخاب همه ی شخصیتی که در دسترس بود فکر کنم و مطمئن بودم که شخصیت ها انتخاب درستی برای آنها در آن لحظه دارند (و اگر نبودند، نقطه). من فکر کردم که کاراکتر خوب و ساختن داستان خوبی بود. شخصیت های زیادی را دوست داشتم، اما مطمئن نیستم که آنها را کاملا دوست داشته باشم و یا به طور کامل سرمایه گذاری کرده ام. من چندین بار متوجه شدم شخصیت Saphiraâ € ™ ثانیه، اما هنگامی که من او را دوست داشتم، و این واقعیت است که او به من به طور قابل توجهی از گربه ها به یاد من بود عظیم! این یک حماسه فانتزی مانند LOTR است، اما آن را از شخصیت های کمتر متمرکز است، که من فکر می کنم این موضوع را برای من محدود می کند، زیرا من از ابتدا ارتباط زیادی با شخصیت ها نداشتم. اما، همانطور که گفتم، من همه آنها را دوست داشتم و برای نتایج بسیار عجیب بودم و امیدوار بودم که پایان خوشحال شود. همه چیز در همه خواندن لذت بخش و جالب بود و Paolini چند سوال اخلاقی خوب و جالب مطرح می کند. و در حالی که چند بار احساس کردم قسمت های خاصی کمی طول می کشند و گاهی کمی گیج کننده است، در کل سبک نوشتن متناسب با داستان بسیار خوب است و بسیار روشن بود. با توجه به \"ناپدید شدن کتاب\" من در نوشتن و سایر آثار خلاقانه خودم را پیدا کردم و متوجه شدم که برای Paolini و Tolkien بسیار دفاعی هستم. در حالی که من احساس می کنم که سرقت ادبی یک بی عدالتی وحشتناک است، من نیز احساس می کنم که متهم کردن کسی که در آن رخ نداده است، نیز غم انگیز است. بنابراین، من می خواستم در تجزیه و تحلیل من بسیار منصفانه (که، بدیهی است، به سادگی آن است که - تجزیه و تحلیل من فرم خواندن کتاب بدون هیچ گونه بینش). بنابراین، در اینجا افکار من در مورد این موضوع است. من فکر نمی کنم این را می توان انکار کرد که مسابقات Paolini در اراگون از مسابقات Tolkien گرفته شده است. توصیف Paolini از الف ها و کوتوله ها بسیار شبیه به Tolkien است - حتی Urgals در اراگون یادآور Urk-Hey (Sp؟) هستند. البته، این شباهت ها به خاطر \"این\" و یا به سادگی از \"نفوذ\" و درک الف ها و دورف ها که Paolini بزرگ شد، من، البته، نمی تواند بگوید. اما من می خواهم آن را به دوم فکر می کنم. همچنین، در حالی که دیگر شباهت های LOTR در مورد تنظیم، سبک و قوس وجود دارد، من فکر نمی کنم می توانم بگویم که این ها به سرقت رفته اند، چون چنین شباهتی در هنگام برخورد با بد و بد، عصر باستانی و فانتزی رخ می دهد عناصر.در کنار این چیزها، من نمی توانم چیز دیگری را که به طور لفظی مربوط به LOTR بود، به یاد بیاورم. شخصیت اراگون به نظر می رسد اصلی است، همانطور که سفر خود را، و اژدها به عنوان شخصیت و نقطه طرح نیز به نظر می رسد منحصر به فرد است. البته، حکیم و معلم عاقل وجود دارد، اما در هر صورت زمان و زمان دوباره اتفاق می افتد (یکی از قسمت های مورد علاقه من، در واقع، بخش تأییدیه نسخه جدید کتاب است.) بنابراین، من لذت بردم از کتاب بسیار زیاد است و منتظر خواندن بعدی هستم. (اگر از این کتاب کمک بخواهد، از کتاب بسیار بهتر از فیلم لذت ببرید). بله، من Eragon را به طرفداران Epic Fantasy توصیه می کنم. *** متاسفم، اراگون. فقط می خواستم بفهمم دلیل اینکه این کتاب در حالی است که در @ read @ shelf قرار گرفته است این است که (به خوبی A، بسیار طولانی است) اما چون من شروع به خواندن Inkheart کردم، چون فکر می کردم فیلم در حال خروج است به زودی. بنابراین، زمان خواندن من به Inkheart منتقل شد. با این حال، اکنون زمان بیشتری برای خواندن Inkheart، اما از آنجایی که من قبلا می دانستم که پایان اراگون، و من نمی دانم که پایان Inkheart، تمرکز من احتمالا هنوز هم در Inkheart برای زمان می شود، زیرا آسان تر خواهد شد انتخاب اراگون را به عقب و می دانم کجا همه چیز را ترک کرده ام. امیدوارم امیدوار باشم. من چند روز پیش این کار را شروع کردم و بسیار کنجکاو هستم که ببینم کتاب چطور است! ایوان در مورد آن شنیده است. من فیلم کاملا تحت تاثیر قرار نگرفتم، اما تا به حال به نظر می رسید که جزئیات زیادی از فیلم موجود در کتاب وجود نداشت. به هر حال، من خوشحالم که در نهایت آن را خواندن!

مشاهده لینک اصلی
کریس Paolini نه تنها یک کتاب شگفت انگیز نوشت، اما داستان شخصی خود را از انتشار منتشر الهام بخش است. او دست نویس خود را برای چهار سال به طول انجامید و به کار خود ادامه داد و به آن افزوده شد. زمانی که پسران دیگر سن او بازی می کردند، بازی های ویدئویی او در دنیای خود غوطه ور بود. کتاب افسانه ای

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب اراگون


#ادبیات اقتباسی - #داستان فانتزی - #ادبیات آمریکا - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات نوجوان - #دهه 2000 میلادی - #پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز - #لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان -
#انتشارات بهنام - #کریستوفر پائولینی - #محمد نوراللهی
کتاب های مرتبط با - کتاب اراگون


 کتاب خاطرات صد در صد واقعی یک سرخ پوست پاره وقت
 کتاب شفق
 کتاب لانه گریورها (دونده هزارتو)
 کتاب بخشنده
 کتاب بچه های خاص خانم پریگرین
 کتاب آخرین تک شاخ