کتاب اگر بمانم

اثر گیل فورمن از انتشارات هیرمند - مترجم: مهرآیین اخوت-برترین رمان های ادبیات نوجوان

میا هیچ خاطره‌ای از آن تصادف ندارد؛ تنها پس از آن را به خاطر می‌آوَرد: بدنِ آسیب‌دیده و غرق در خونِ خود را می‌بیند، می‌بیند که او را سوار آمبولانس می‌کنند، خانواده‌اش را هم می‌بیند که…
اندک‌اندک باید خود را بازبیابد، باید بفهمد چه وضعیتی دارد، باید بفهمد چه از دست داده و زندگی‌اش چگونه خواهد بود؛ اما بدنش روی تخت بیمارستان است و خود او سرگردان و نامریی. مهم‌تر از همه آن‌که می‌فهمد خودِ او باید تصمیم بگیرد بماند یا برود.
داستانی زیبا که بی‌شک دل خواننده را به درد می‌آوَرَد اما شاید نگاهِ ما را به زندگی و خانواده و عشق تغییر بدهد.


خرید کتاب اگر بمانم
جستجوی کتاب اگر بمانم در گودریدز

معرفی کتاب اگر بمانم از نگاه کاربران
â € œ لطفا میا، @ او می گوید. @ من یک آهنگ بنویسم\nهدفمندی اگر من باشم، کتابی با چند ضعف است. بر خلاف اکثر کتابهای @ YO @ emotional من هرگز احساس نمی کردم کسی به من فشار می آورد که گریه کنم. نوشتن، نوعی نوشتن است که باعث می شود نویسنده من را پرستش کند، اما هنوز هم فکر می کنم که این کتاب به خوبی نوشته شده است. شخصیت ها در واقع دوست داشتنی هستند و مقید بودن آنها. باید چیزی را احساس کرد. من باید منتقل شده باشم. به طور ذهنی، خوب، من رفتم و هیچ چیز را احساس نکردم. فیلم که من واقعا نمی دانستم که قصد داشتم دوستش داشته باشم، بیش از این کتاب را به من منتقل کرد. من نمی توانم تصمیم بگیرم که آیا داستان اصلی است یا خیر. یک تصادف ماشین باعث می شود زندگی مایاها را برای همیشه. او با یک انتخاب باقی مانده است. آیا او ماندن و مقابله با درد از دست دادن خانواده خود و یا او را به آنها به فراموشی سپرده می شوند؟ شاید نداشتن من از مراقبت از شخصیت اصلی آمد. او هر دو سنگ قیمتی و ناقوس کتاب است. چرا جواهر؟ از آنجا که من او را دوست داشتم من حتی با او هم ناراحت نشدم او از خانواده اش خیلی متفاوت بود، بنابراین متفاوت از آدام، با شخصیت و موسیقی او، اما او هرگز مانند یک برف پوسته ویژه احساس نمی کند. دیگران از دست داده اند تا او دقیق تر نگاه کند. او دارای استعداد بود اما طبیعی به نظر می رسید، نه اجباری. او خیلی عادی بود - به طوری که خوب بود. چرا نگران شدم؟ POV او خیلی ... بیخوابی بود. شاید این به خاطر دولت او بود، اما او گفت که غمگین تر از آن است که واقعا احساسش را می کرد. من احساس نمیکنم که او خانواده اش را شگفت زده کند یا واقعا واقعا آن را تجربه کرده است. از آنجا که او دور بود، به همین ترتیب بود. من هر چیز دیگری را از طریق این شیشه ای به چشم می خورد که چیزی را تحسین می کردم، اما در واقع به آن توجه نمی کرد. این چطور بود که این کتاب به معنای آن بود؟ من نمی دانم. در هر صورت - من باید مراقب عشق باشم.

مشاهده لینک اصلی
یکی از کتاب های که تا بیش از همه مرا تحت تاثیر قرار ... در سال 2010 نه موضوع خوشحال اما به خوبی نوشته شده است ... او جوایز زیادی را برای عنوان YA به دست آورد ... و قطاری از فیلم کتاب (و آثار آن تیم تولید این است که ضبط حماسه گرگ و میش) ... همچنین به صربستان (Evro Giunti) و در کرواسی ترجمه شد ...

مشاهده لینک اصلی
من اکنون می فهمم که مرگ آسان است زندگی سخت است. قبل از تماشای تریلر فیلمش از این کتاب شنیده بودم. پس از آن، من می خواستم و نمی خواستم آن را بخوانم. به دنبال آن بودم که مفهوم کتاب به نظر می رسید خیلی جالب بود و چون من آن را به طور مداوم در کتاب فروشی دیدم؛ نمی خواستم چون در نظر قبلی من به عنوان خواننده ای که فریاد زدم، عاشقانه برحذر بودن[email protected] در پایان، من تا دو هفته پیش به طور کامل آن را فراموش کرده ام. چند روز پیش آن را آغاز کردم و به من اعتقاد داشتم، هیچ کس بیشتر از من در مورد این واقعیت که من آن را دوست داشتم شگفت زده شدم. بنابراین، همیشه به من در مورد اینکه چگونه زندگی من متفاوت است، فکر کردم. من می خواستم به نوعی از روحانی باشم که بعد از اینکه من رفته بودم شاهد جهان هستم. هرچند که من می خواستم بمیرم، در هر صورت - این کنجکاوی خالص بود. طرح این کتاب کمی شبیه به آن است، فقط در این مورد، یک تصادف اتومبیل، پدر و مادر مایاها و برادر کوچکتر را می گیرد، او را به شدت مجروح می کند و با انتخاب بر روی شانه هایش: باید زنده بماند و با زندگی اش ادامه یابد به عنوان یک یتیم، اما با یک دوست پسر دوست داشتنی و آینده ای نوید در دنیای موسیقی، و یا باید او را با خانواده خود را مرده است؟ من خودم دائما متوجه شدم که تصمیم من چه خواهد بود. در ابتدا، پاسخ منduh بود، ماندن @، اما بیشتر من در مورد آن فکر کردم، بیشتر گیج شده من کردم. من فکر می کنم که انتخاب من هنوز @ stay @ است، اما برای اینکه کاملا بفهمید، Id باید با یک وضعیت واقعی مواجه شود، و این چیزی نیست که من می خواهم. مای در شخصیت بزرگی است. من به خاطر علاقه اش به موسیقی و شخصیت او به او مربوط بودم. به نظر من، به غیر از عشق من به علم (از این رو چرا من یک دانشآموز شیمی هستم)، من نیز کلارینت را بازی میکنم و دوست دارم به گوش دادن به موسیقی سازنده کمک کنم. میا ویولون را بازی می کند، اما احساسات یکسان است، و بنابراین شخصیت های ما بود، و من واقعا آن را دوست داشتم. رابطه او با خانواده اش عالی بود، اما کاملا با من متفاوت بود، بنابراین در زمان سختی بود که با او برخورد می شد. فلسفه ها در ابتدا خشمگین بودند، اما بعد متوجه شدم این تنها راهی بود که می توانستیم به میا متصل شویم : ما درباره خانواده و دوستانش چیزی نگفتیم، بنابراین چگونه می توان از عزل والدین و برادر و دولت خود که در آن بقیه خانواده اش، دوستان و دوست پسران او باقی مانده اند، ناراحت می شود؟ شکایت اصلی من با اوست تصمیم نهایی است، اما این فریبنده است، بنابراین مراقب باشید: (نگاه کنید به اسپویلر) [او ترک انتخاب خود را به طور کامل به احساسات خود را نسبت به آدم - نه به دلیل آینده او احتمالا موفقیت آمیز است، و یا به دلیل زندگی او پیش از او، و یا به خاطر خانواده اش. همه چیز مهم بود دوست پسر او بود و او می خواست او را بماند. باز هم من نمی دانم اگر این را فكر می كردم چون من با اوضاعی مواجه بودم اما هنوز هم به عنوان یك كپی و چشم ارزشمند به چشم می خوردم. (مخفی کردن اسپویلر)] با این حال، من واقعا کتاب را دوست داشتم - خیلی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم، باید بگویم. من عادتم را خواندن خواهم خواند و بیشتر از کتابهای فرمن امتحان خواهم کرد. او مرا متقاعد کرده است که نه به این دلیل که یک کتاب معاصر است، و نه کت و شلوار خالص. _____________________ وای، وای، وای! این خیلی بهتر از آنچه انتظار داشتم بود. من ایده پشت این کتاب را دوست داشتم، چگونه اعدام شد (از طریق فریبکس و شاهد حضور)، میا یکی از شخصیت های برجسته بود، و من رابطه او با خانواده ام را دوست داشتم، هرچند که خیلی نزدیک به پرونده من بود. من یک یا دو شکایت دارم، اما هیچ چیز مانع از توصیه من به این کتاب نمیشود. همچنین، آیا باید فیلم را تماشا کنم؟ P.S: آنچه که من می بینم؟ آیا این سه ستاره 4 ستاره در یک ردیف است؟ آیا سال من فقط از کتابهای خوب تا الان به پایان می رسد؟ * انگشتان دست و امیدوار است که مورد *

مشاهده لینک اصلی
هی، اینطور نیست که من فکر می کردم این خیلی وحشتناک بود. من چنین ارتباطی پیچیده ای با سبک جوانان دارد که طی ماه ها آن را مطالعه کرده ام یا واقعا این را خوانده ام. If I Stay @ در طول سالها در لیست پرفروش قرار گرفته است، هرچند که برای اولین بار در سال 2009 منتشر شد. پس از دیدن تریلر فیلم، متوجه شدم که چرا دختران نوجوان آن را LOOOOOOVE می کنند. قهرمان میا، یک دختر دبیرستانی است که هوشمند، خنده دار و شخصیتی با استعداد است، اما او اغلب مانند یک بیگانه احساس می کند. میا یک پسر دوست داشتنی دارد، آدم، که در یک گروه راک نقش می کند و بسیار عاشقانه است. ما بیشتر از این در فضای باز یاد می گیریم، زیرا در فصل اول، میا در تصادف ماشین وحشتناک است که والدینش و برادر کوچکش را می کشد، تدی او به شدت مجروح شده است و در کما قرار دارد، اما او تجربه ای غیر از بدن دارد و متوجه می شود که باید انتخاب کند که آیا با او مبارزه کند و یا زنده بماند یا فقط به خواب و استراحت بپیوندد. مامان و بابا رفته اند. امروز صبح من با خانواده ام رفتم. و اکنون من اینجا هستم، به تنهایی همانطور که همیشه بودم. من هفده ساله هستم. این چطور نبوده است. این نیست که چطور زندگی ام باید بیرون بیاید ... من مطمئن نیستم که این جهان دیگری است که در آن تعلق دارم. من مطمئن نیستم که من بخواهم بیدار شوم. یکی از چیزهایی که من در مورد کتاب دوست داشتم، مراجع موسیقی من بود و چند شخصیت موسیقی نواز بودند. داستان مورد علاقه من زمانی بود که میا برای اولین بار به اردوگاه موسیقی رفت، و او در نهایت احساس کرد که او در جایی قرار دارد. قبل از سقوط، میا برای Juilliard تدریس کرده بود، و به خوبی پیش رفته بود. موسیقی چیزی بود که مایا و آدم را با هم به ارمغان آورد، و موسیقی او را در زمانی که او در coma قرار داشت، آرامش بخش و انرژی بخشید. همانطوریکه اکثر YA، نوشتن درIf I Stay @ برای سلیقه های من بیش از حد ساده بود، اما بهتر از انتظار بود. اگر در 14 سالگی این مطلب را خوانده بودم، احتمالا به آدم شکوفایی خواهم کرد و والدینم را ترغیب به درسهای سلولی کردم.

مشاهده لینک اصلی
** 3.5 اگر من ستاره ایستادن ** Ive هیجان زده خواندن اگر من بمانید از زمانی که متوجه شدم آن را می گیرد در اورگان و به یک فیلم ساخته شده است. تریلرها یک فیلم خانواده سرگرم کننده هستند یا باید فیلم خانوادگی برای خانواده های نوجوانان سالخورده را بگویم. نوجوانان من مجبور شده اند به تماشای تریلر فیلم با من بپردازند و تجربه من را در تمام تصمیمات عاطفی که این دختر نوجوان باید با آن مبارزه کند تا زنده بماند، متقاعد کند. این نوع شخص که کتاب را می خواند و سپس فیلم را می بیند. من احساس می کنم که کتاب معمولا بهتر از فیلم است. من احساس می کنم در این مورد، فیلم ممکن است بهتر از کتاب باشد، حداقل برای من. در حالی که من این را دوست داشتم، با آن ارتباطی نداشتم، همانطور که می خواستم. من واقعا می خواستم در داستان غوطه ور شود و احساس می کنم هر جنجالی دلخراشی که این سفر عاطفی باید ارائه دهد. اما متأسفانه این اتفاق رخ نداد و تنها زمانی احساس شد که ارتباط عاطفی با آدم در انتهای داستان بود. من، با این حال، منتظر تماشای فیلم با نوجوانانم و آوردن مقدار زیادی از بافت ها به چشم ما (و یا شاید فقط چشم من). \"برخی اوقات شما در زندگی انتخاب می کنید و گاهی اوقات انتخاب ها را انجام می دهید.\" SERIES: ادامه داستان.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اگر بمانم


 کتاب آنی شرلی
 کتاب اگر بمانم
 کتاب بخت پریشان
 کتاب جزیره گنج
 کتاب سه گانه همسان
 کتاب لانه گریورها (دونده هزارتو)